بسم الله الرحمن الرحیم
روز چهارشنبه مورخه 95/10/01از سلسه جلسات دیدار با خانواده محترم شهدا عزیز (شهید حسین زارعی)
زندگی نامه شهید عزیز در ادامه مطلب
برادر پاسدار شهید حسین زارعی فرزند غلامعلی در سال 1340 درروستای تلخه از توابع کاکی دشتی متولد و پس از یک سال و اندی به علت قطعسالی وفقر زیاد همراه خانواده عازم برازجان گردید.در سن 6 سالگی راهی مدرسه شد ولی به دلیل فقر ومشکلات مادی نتوانست ادامه تحصیل دهد واز همان اوان کودکی برای رفع نیازخود و خانواده تن به کار و کوشش داد.در رانندگی دستگاههای سنگین چون لودر و بلدوزر وغیره تخصص کامل یافت.تا اینکه در سالهای 56-57 که شعله های انقلاب اسلامی در سراسر کشور فراگیر شده بود، با دیگر جوانان مسلمان به مبارزه علیه حکومت طاغوت پرداخت. پس از پیروزی انقلاب چندین بار از سوی گروهکهای چپی جهت همکاری دعوت شد امّا از آنجایی که در خانواده ای مذهبی پرورش یافته و از ایمانی استوار برخوردار بود، درخواست آنها را رد کرده و تنها به فعالیت در خط امام ادامه داد و پس از تشکیل کمیته انقلاب اسلامی به همکاری نزدیک با آنها پرداخت ودر این ایام که فعالیت گروهکهای ضد انقلاب و اسلام تشدید شده بود، با دیگر همرزمانش در مقابله با آنها فعالانه به مبارزه برخواست.تا آنجا که یکی از افراد بسیار فعال ومؤثر در سرکوبی شدید منافقین،در شهر برازجان و روستاهای اطراف و حتی شهرها و مناطق دیگر شناخته شد.او در اوایل 59 به عضویت بسیج مستضعفان در آمد ودر شهریور ماه 59 قبل از شروع جنگ تحمیلی جهت آموزش نظامی عازم نیشابور شد وی در تشکیل پایگاه مقاومت مالک اشتر نقش به سزایی داشته و یکی ار اعضای فعال آن پایگاه بود. در اواسط سال 59 به عضویت کمیته انقلاب اسلامی برازجان در آمد ودر دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی (22 بهمن) ازدواج نمود.پس از آن با اینکه تازه ازدواج کرده بود،چندین بار به اتفاق برادران کمیته انقلاب اسلامی عازم جبهه های حق علیه باطل گردید و بالاخره در اوایل خردادماه سال 1360 از کمیته انقلاب اسلامی استعفا داد وی پس از شهادت شهید دکتر بهشتی و دیگر یاران او به همکاری بسیار نزدیک جهت تشکیل گروههای کارگری حزب جمهوری اسلامی پرداختند و با همکاری دیگر یاران سپاه ،کمیته و فرمانداری، توانست حق کارگران را از کارخانه داران بگیرد. وی مخالف سرسخت لیبرالها بود ودر تمام فعالیتهای برادران حزب الله برای مبارزه با گروهکها و لیبرالها نقش مؤثری داشت. در اواخر سال 60 و اوایل 61 در کشف و تسخیر خانه های تیمی در منطقه حسین آباد،نقش فعالی داشت او در رابطه با مبارزه با افراد بی بندوبار ومزاحمان خیابانی، قاچاقچیان اسلحه،محتکران،آمارگیری کل شهر،سرکشی به خانواده های شهداء و شرکت در کلیه مراسم ها، دستگیری قاتلین خصوصاً قاتل خانواده ای که در اوائل پیروزی انقلاب قتل عام شده بودند وکارهای نظیر اینها بسیار فعال بود.برای مثال در عملیاتی که به اتفاق برادران بسیج برای مبارزه با منافقین به شبانکاره رفته بود، آن هم در اوج قدرت منافقین توانست تعداد زیادی از آنها را دستگیر نماید. همچنین در دستگیری تعداد زیادی از منافقین و رهبران آنها در شهرهای گچساران،بوشهر و شیراز و روستاهایی چون درواهی و غیره و تحویل به سپاه و همچنین دستگیری تعدادی از قاچاقچیان حرفه ای در کازرون و دیگر جاها و تحویل به سپاه همانجا وی دراین هنگام مسئول یگ گروه اطلاعاتی از طرف سپاه برای کشف خانه های تیمی و افراد گروهکها و خنثی نمودن فعالیتهای آنان گردید که مسئولیت خود رابه نحو احسن به انجام رسانید.او در این فعالیتها بارها از طرف سپاه بسیج وجهاد سازندگی عازم جبهه های حق علیه باطل گردید در جلسه ای که در دادگاه انقلاب اسلامی بوشهر جهت رفع احتیاجات مراکز قضایی استان گرفته شد،حاضر بود و چون مسئولین قضایی تصمیم به احداث ساختمانی برای دادسرای برازجان داشتند،حسین مسئولیت فوق را پذیرفت و در کمترین فرصت ساختمان را احداث و تحویل دادسرا داد.او در سال 1362 به عضویت سپاه درآمد و عازم جبهه گردید و در آنجا به علت آشنایی کامل با دستگاههای سنگین به فعالیت در واحد مهندسی رزمی پرداخت وپس از مدتی مسئول واحد رزمی لشکر 19 فجر گردید. حسین در مدتی که در جبهه فعالیت داشت، در عملیاتهای زیادی از جمله والفجر 1 والفجر 4 و عملیات خیبر و کرخه نور، شرکت نمود.وقتی به عضویت سپاه در آمد، مدتی در برازجان و کازرون و روستاهای اطراف به جمع آوری نیرو جهت آموزش و اعزام به جبهه پرداخت. در جبهه غرب به علت ضرباتی که در اثر برخورد لاستیک لودر به کمر و پای راستش وارد شد،به بیمارستان جندی شاپور اهواز اعزام و برای او 15 روز استراحت تجویز شد. ولی چون مسئول مهندسی رزمی بود وبا توجه به اینکه عملیات خیبر، نزدیک بود، استراحت نکرد و همواره با پای درد در باران و سرما به فعالیت خود ادامه داد.چندین بار به آن محل ضربه وارد وکم کم دردش شدیدتر شد. وی هنگامی که در حال مأموریت جبهه جهت رسانیدن نیرو به شیراز بود، تصادف کرده ومحل ضربه دیده، دوبار مصدوم گردید. تا اینکه شدت صدمات وارده، ایشان را راهی بیمارستان کرد. و برای مدتی طولانی بستری شد. در این ایام که نمی توانست در جبهه های نور علیه ظلمت حضور یابد،همواره حسرت لحظات خدایی خکریز و سنگر را می خورد و زمزمه های روزان و شبانش زیارت عاشورا و دعای توسل و دعا برای پیروزی رزمندگان اسلام وسلامتی امام امت بود.
شهید حسین زارعی در طی عمر23 ساله اش گاهی دل به
جمع آوری مادیات دنیا نمی داد و همواره از هر راه که می توانست از اسلام و جمهوری اسلامی
دفاع و با دشمنان آن مبارزه می کرد.لذا با توجه به اینکه در رشته خود متخصص بود و می
توانست بهترین درآمدها را داشته باشد.امّا از همه چیز دست کشیده و تنها به پیروزی اسلام
می اندیشید. به دلیل همین مبارزات چندین بار منافقین و سرمایه داران و بی بندبارها
قصد ترور او را داشتند. سرانجام حسین پس از 6 ماه بستری در بیمارستانهای شیراز و تهران
و مدتی در منزل و اواخر در واحد پزشکی شهید مازندرانی شیراز در مورخه 1363/9/27 ساعت
2:30 بعد از ظهر روز سه شنبه به لقاالله پیوست .
- ۹۵/۱۰/۰۲